.....................................

.....

........سگها- سیریک .........کوهستکپارک دولت بندردریا- سیریکدریا- سیریکپارک دولت بندرعابری در بندر  

 

سفری بود از جنس سبز در فصل زیبای بهار مصادف با عید نوروز و سال نو.
و اتفاق خوبی که تو تمام استان هرمزگان افتاد باریدن باران بود که این باعث خوشحالی همه مردم شده بود. در ضمن خوشبختانه از آن کشند آبی و بوی بد دریا در ساحل دیگه خبری نبود و کسی نیز از مصرف کردن ماهی باکی نداشت.
تو این مدت در کنار اقوام فامیل, دوستان قدیمی و دوستان جدیدی بودم. همه چیز حکایت از مهر و محبت صمیمیت و دوستی داشت. یکی از خاطراتی که با خودم به سوئد آوردم دیدار و حضور در کنار این دوستان جدیدی بود که افتخار آشنایی با این بزرگواران نسیب این حقیر گردید. بجز سیریک و گروگ در بندرعباس و دو روزی نیز در تهران گذراندیم. دستاوردهای این سفر بسیارند در آنجا با افراد گوناگونی بر خورد کردم شخصی را دیدم که سه فرزند سه جگر گوشه اش را متاسفانه به علت بیماری و غرق در دریا از دست داده بود ولی همچنان به زندگی امیدوار بود در عوض جوانانی هم بودند که درآغاز راه زندگی اشان بین اهداف و وسیله رسیدن به اهدافشان فاصله زیادی را حس میکردند وچه زود خود را جزء قافله بازنده ها  پنداشته بودند و متاسفانه در گرداب اعتیاد و نا امیدی غوطه ور بودند.
پسر سه ساله ام  پوریا تو این چند هفته در ایران چه زیبا فارسی صحبت کردن آموخت. و الان با گذشت یک هفته در سوئد وی هنوز تو مهد کودکش با مربیای سوئدیش فقط فارسی صحبت میکند.

به هر حال مطابق معمول موارد بیشماری از خوبیها و بدیها درتمام عرصه ها در وطن ما ایران قابل مشاهده هست ولی در این بین دو تا چیز که روزانه بیشتر مردم باش درگیر هستند و منو رنج میداد یکی ترافیک بی رویه و حادثه ساز در جاده ها و دیگری اینکه هنوز مردم مجبورند برای رفع بعضی خواسته هاشون در جلو بعضی های دیگر زانو خم کنند. 

 من همیشه با خوشحالی به ایران سفر میکنم ولی با خوشحالی به سوئد بر میگردم چرا که اینجا نه از آن ترافیک خبری هست و نه کسی جلو کسی زانو خم میکند.

بله حس عجیبیست عاشقتم زادگاهم ایرانم ولی جانم فدای این ارزشهای والای انسانی وشهروندی که دراین غربتکده بیشترمراعات میشود.

در پایان این سفر را اینجوری
خلاصه میکنم:
۱
. سفر مهر و محبت  دوستی و آشتی

۲. سفر تمرین گویش محلی جنوبی

۳.سفر سیزده بدر با جشن عید نوروز بود

۴. سفر غذاهای خوشمزه

۵.  سفر دود سیگار و قلیون تو مجالس

۶. سفری برای زندگی و بازگشت به دیار ضمیر خویشتن

 ۷. سفری سر شار از خاطرات به یاد ماندنی

۸. سفر یادآوری که ما از همون خاکیم

۹. و سفر ناگفتنی ها...

در پایان جا داره از تک تک آن دوستان بزرگواری که با حضور مثبتشان و با محبتاشون باعث شدند که در این سفر به من و خانواده ام خوش بگذره تشکر قلبی ویژه ای نمایم و همیشه به یادتان خواهیم بود.


 در ضمن دوستانی در اینجا از قیمتها در آنجا پرسیدند قیمتها در مجموع دو دسته بودند:

در قیمتها هم منطقی در کار نبود یا به طور کاذب ارزون یا گرون بودند
مثال عینی
نرخ آرایشگاه- من موهامو تو بندر کوتاه کردم ۱۵۰۰ ت ولی یک پرس کباب خوردم۱۰۰۰۰ت خود قضاوت کنید.

 عکسهایی ازاین سفررا تقدیم میکنم امیدوارم دوست
داشته  باشید

  سیریک یکی از شهرهای استان هرمزگان در جنوب ایران است که در 75 کیلومتری جنوب میناب و در محور ترانزیتی میناب – جاسک قراردارد. سیریک بندری است که درمجاورت دریای عمان وتنگه سوق الجیشی هرمز وخلیج همیشه فارس ایران پرگهر قرار دارد. آب وهوای این منطقه گرم ومرطوب بوده وبیشترین درجه حرارت درتابستان به 45 درجه سانتیگراد بالای صفر و کمترین آن درزمستان به 2درجه بالای صفر میرسد که بااین اوصاف بندرسیریک ازنظر آب وهوایی درفصل زمستان بهترین آب وهوا را درجنوب ایران دارا میباشد. ساحل كم نظير سيريك درحاشيه شهر و جنگلهای بی نظیر حراء خورآذینی در 35 کیلومتری مرکزبخش زیبایی خاصی به این منطقه داده است. زبان مردمان این منطقه بدلیل سفرومهاجرت بومیان منطقه به کشورهای جنوبی حاشیه خلیج همیشه فارس اختلاتی از واژه های عربی – هندی – اردو-انگلیسی وفارسی میباشد که اکثریت مردم این منطقه به زبان بلوچی تکلم مینمایند. اقتصاداین منطقه بر پایه تجارت ودامداری وصیادی میباشد. جمعیت شهرستان سیريک طبق سرشماری عمومی نفوس و مسكن در سال ۱۳۸۵، برابر با  38500نفر  بوده ‌است