X
تبلیغات
سوئد-ایران

چگونه تقاضای ویزای سوئد کنیم
اولین اقدام جهت تقاضای ویزای سوئد باید از سوی یک معرف (رفرنس) در داخل سوئد صورت بگیرد. متقاضی ویزا در ایران تنها پس از اقدام معرف خود در سوئد می تواند جهت تقاضای ویزا به سفارت یا کنسولگری سوئد مراجعه کند.

1-
اقدام معرف (رفرنس) در سوئد
فرد مقیم سوئد میبایست جهت دعوت خویشاوندان خود از ایران برای آنان یک دعوتنامه و نیز یک برگه اطلاعات فردی (پرشون بویس) مربوط به خود را که از طریق اداره مالیات (اسکاته ورکت) تهیه می شود ارسال نماید.

فرم دعوتنامه و نیز برگه اطلاعات فردی (پرشون بویس) از طریق آدرسهای زیر قابل تهیه است. جهت تهیه برگه اطلاعات  فردی وارد وب سایت اداره مالیات شده و با وارد کردن شماره شناسایی 10 رقمی سوئدی خود این برگه را سفارش دهید. این برگه چند روز پس از سفارش شما از طریق پست به آدرسی که قانونا در آن ثبت هستید ارسال می گردد.
 
فرم دعوتنامه (که شخص مقیم سوئد پر می کند)
اطلاعات فردی یا "پرشون بویس" (که شخص مقیم سوئد تهیه می کند)

فرد معرف (رفرنس) مقیم سوئد این دو مدرک را برای خویشاوند خود در ایران یا هر کشور دیگری که متقاضی در آن بسر می برد پست می کند و به دست متقاضی ویزا می رساند.

2- مراجعه خویشاوند به سفارت یا کنسولگری
متقاضی ویزا در ایران پس از دریافت این دو مدرک از خویشاوند خود در سوئد, به سفارت یا کنسولگری سوئد مراجعه می کند و فرمهای تقاضای ویزا را از سفارت گرفته و پر می کند. همچنین مدارک دیگری را که سفارت سوئد در تهران مطالبه می کند تهیه می نماید. و سپس همه مدارک را جهت تقاضای ویزا تسلیم سفارتخانه می کند.

مدارکی که سفارتخانه و کنسولگریهای سوئد در نقاط مختلف دنیا از متقاضیان ویزا مطالبه می کنند مختلف است.  مدارکی که سفارت سوئد در تهران علاوه بر مدارکی که در بالا توضیح داده شد از متقاضیان ویزای توریستی سوئد/شنگن مطالبه می کند بشرح زیر است.

مدارک مورد درخواست سفارت سوئد در تهران
- دو فرم زیر
1- فرم تقاضای ویزای شنگن
2-  فرم ضمیمه "دی" (فرم وضعیت خانوادگی)

- یک کپی از تمام صفحات گذرنامه, یک کپی از تمام صفحات شناسنامه و در صورت دارا بودن کارت ملی یک کپی از کارت ملی. اصل همه این مدارک نیز باید به هنگام تسلیم تقاضا همراه متقاضی باشد تا کارمندان سفارت کپی مدارک را با اصل آن تطبیق دهند.

-  متقاضی باید دارای یک بیمه مسافرتی درمانی باشد که در تمامی کشورهای شنگن دارای اعتبار باشد. مدرک دارا بودن این بیمه باید همزمان با تسلیم تقاضای ویزا به همراه دیگر مدارک تسلیم سفارتخانه گردد. اگر بعدا با تقاضای ویزای متقاضی مخالفت شود متقاضی می تواند با نشان دادن ورقه مخالفت سفارت هزینه ای را که بابت بیمه مسافرتی پرداخت کرده است از شرکت بیمه پس بگیرد.

- اگر متقاضی ویزا در سوئد خویشاوند نزدیک دارد یک "پرشون بویس" از تک تک این افراد باید ضمیمه تقاضای ویزای متقاضی شود. منظور از خویشاوند نزدیک پدر, مادر, فرزند, خواهر و بردار هستند. به عبارت دیگر اگر متقاضی ویزا در سوئد دارای فرزند, پدر, مادر, خواهر و برادر می باشد در صورت درخواست ویزای سوئد از سفارت در تهران, می بایست یک "پرشون بویس"  از تک تک این افراد در سوئد تهیه کرده و به همراه تقاضای ویزای خود تسلیم نماید.

-  متقاضی ویزا باید نشان دهد که دارای پول کافی جهت تهیه بلیط و نیز امرار معاش خود در سوئد/شنگن می باشد. متقاضی می تواند یا از طریق نشان دادن صورتحساب بانکی خود ثابت کند که دارای منابع مالی است و یا معرف و "رفرنس" وی در سوئد در فرم دعوتنامه خود مسئولیت مالی وی در طول مدت اقامتش در سوئد را  تقبل نماید. فرد معرف در سوئد در این صورت باید به روشنی اعلام نماید که مسئولیت امور مالی متقاضی ویزا در طی اقامتش در سوئد را قبول خواهد کرد و به نوبه خود از طریق نشان دادن اوراق بانکی  استطاعت مالی خود را به ثبوت برساند. مبلغی که سفارت سوئد در تهران مطالبه میکند دار بودن حداقل 3000 کرون سوئد برای هر ماه اقامت متقاضی در سوئد و محدوده شنگن است.

ماه های آوریل تا اوت و بویژه دو ماه مه و ژوئن از شلوغ ترین ماه های سال در بخش ویزای سفارت سوئد در تهران بشمار میروند.  سفارتخانه به متقاضیانی که قصد دارند در طی ماههای مه و ژوئن به سوئد مسافرت کنند اکیدا توصیه می کند که حداقل دو ماه قبل تقاضای ویزای خود را تسلیم نمایند.

متقاضیان ویزای شنگن قانونا میتوانند تا حداکثر 3 ماه قبل از تاریخی که قصد مسافرت به سوئد را دارند تقاضای ویزای خود را تسلیم نمایند.

اطلاعات مفید دیگر در رابطه با تقاضای ویزای سوئد/ شنگن
ویزا پیش مجوزی است که برای ورود و بسر بردن در سوئد و سایر کشورهای منطقه شنگن طی مدتی کوتاه برای مثال برای دیدار خویشاوندان و دوستان, گردش توریستی, سفر بازرگانی, شرکت در یک کنفرانس یا عبور موقت از این کشور (عبور ترانزیتی) نیاز است. فردی که قصد دارد در سوئد مثلا برای پیوستن به خویشاوندان سکونت کند بایستی قبل از سفر به سوئد تقاضای اجازه اقامت نموده و اجازه اقامت خود را قبل از ورود به سوئد دریافت کرده باشد. به عبارت دیگر ویزا بایستی قبل از ورود به سوئد آماده و در پاسپورت درج شده باشد.

چه کسانی به ویزا نیاز دارند؟
اتباع بیشتر کشورهای خارج از اتحادیه اروپا برای دیدار از سوئد و سایر کشورهای منطقه شنگن به ویزا نیاز دارند. سوئد و سایر کشورهای اتحادیه اروپا با هم این تصمیم را اتخاذ کرده اند. ایران از جمله کشورهایی است که اتباع آن برای دیدار از سوئد به ویزا نیاز دارند. اتباع برخی کشورها نیز می توانند بدون داشتن ویزا وارد سوئد و سایر کشورهای شنگن شوند اما حق سکونت بیش از 3 ماه را ندارند.

یک ویزا در تمام منطقه شنگن معتبر است
برای ویزای سوئد مقررات قرارداد شنگن جاری است. قرارداد شنگن به این معنی است که بطور مثال کشورهای عضو شنگن افرادی را که مابین مرزهای شنگن سفر می کنند کنترل نمی کنند. ویزایی که برای هر یک از این کشورها صادر شده باشد برای دیدار از سایر این کشورها نیز معتبر خواهد بود. در موارد استثنایی ممکن است ویزا فقط برای ورود به کشور صادر کننده آن باشد یا در صورتیکه پاسپورت فرد مورد قبول ملیه کشورهای شنگن نباشد فقط برای برخی از کشورها صدق کند.

کشورهای شنگن کدامند؟
کشورهای عضو قرارداد شنگن عبارتند از: بلژیک, دانمارک, استونی, فنلاند, فرانسه, یونان, ایتالیا, ایسلند, لتونی, لوکزامبورگ, لیتوانی, مالت, هلند, نروژ, لهستان, پرتغال, اسلواکی, اسلوانی, اسپانیا, سوئد, چک, آلمان, مجارستان, اتریش.

بررسی هنگام هر دفعه ورود
یک ویزا بطور اتوماتیک برای دارنده آن حق ورود به منطقه شنگن را ایجاد نمی کند. این حق هر مرتبه که فرد از مرزهای بیرونی منطقه شنگن عبور می کند مورد بررسی قرار می گیرد. از اینرو همه مسافران هنگام کنترل مرزی بایستی پول جهت معاش طی دیدار و برای سفر بازگشت, بیمه پزشکی و همچنین اسناد و مدارک مربوط به هدف از دیدار را ارائه کند.

برای دریافت ویزا به چه مواردی نیاز است؟
اگر می خواهید از سوئد و سایر کشورهای منطقه شنگن دیدار کنید بایستی دارای پاسپورتی باشید که تا سه ماه پس از انقضای ویزا اعتبار داشته باشد. همچنین بایستی برای معاش و هزینه سفر بازگشت پول بهمراه  داشته باشند. به تشخیص مقامات سوئدی هر فرد برای مدتی که از سوئد دیدار می کند روزانه به 40 یورو (370 کرون) نیاز دارد. این مبلغ در بعضی موارد می تواند کمتر شود بطور مثال در مورد اطفال کوچکتر, یا اینکه هزینه مکان  غذا از قبل پرداخت شده باشد و یا اینکه متقاضی ویزا قرار است نرد خویشاوندان و یا دوستان  سکونت نماید. شما می توانید مثلا با ارائه یک صورتحساب بانکی یا با مدرکی که دعوت کننده شما در سوئد تعهد داده که تمام مخارج شما طی مدت بازدیدتان از سوئد را بر عهده می گیرد نشان دهید که برای معاش خود در سوئد پول کافی دارید.

علاوه بر این ضرورت دارد که دارای یک بیمه بیماری برای خود نیز باشید که بتواند مخارج مشروحه زیر را تامین کند:
- خدمات پزشکی اورژانس
- خدمات درمانی اضطراری
- انتقال به وطن بدلایل پزشکی
بیمه مذکور بایستی مخارجی بالغ بر 30 هزار یورو را تامین کند و در کلیه کشورهای منطقه شنگن معتبر باشد.

شما در صورتی ویزا دریافت می کنید که مقام اداری صادر کننده ویزا (سفارت یا کنسولگری) یا اداره مهاجرت تشخیص دهد که شما پس از دیدارتان منطقه شنگن را ترک خواهید کرد. اگر تصور شود که شما نهایتا قصد دارید در منطقه شنگن سکونت اختیار کنید با درخواست ویزای شما مخالفت خواهد شد. همچنین اگر نام شما در بانک اطلاعاتی شنگن (اس آی اس) وجود داشته باشد که سیستمی است که کشورهای عضو نام افرادی را که اجازه سفر به منطقه شنگن را ندارند در آن ثبت می کند نیز با درخواست ویزا مخالفت خواهد شد. این مقررات در کلیه کشورهای امضاء کننده قرارداد شنگن صدق می کند.

درخواست خود را به کجا بایستی تحویل دهم؟
درخواست ویزای خود را بایستی به یک نمایندگی سوئد در خارج از این کشور تسلیم کنید. در برخی از کشورها ممکن است یک کشور دیگر شنگن نمایندگی سوئد را بر عهده داشته باشد. ولی کشورهایی نیز وجود دارند که سوئد در آنها فاقد نمایندگی متعلق به خود ویا نمایندگی از سوی کشور ثالث است. در آنجا متقاضیان ویزا بایستی به نزدیکترین کشوری که سوئد در آن دارای نمایندگی بوده و یا کشور ثالثی که نمایندگی سوئد را در آنجا بر عهده دارد سفر کنند.

فرم ها و برگ درخواست
برای درخواست ویزا بایستی فرم درخواست ویزا برای شنگن را تکمل کنید. فرم های مورد نیاز خود را می توانید یا از طریق وب سایت اداره مهاجرت سوئد تهیه کرده و یا مستقیما از نمایندگیهای سوئد در خارج از کشور (سفارت یا کنسولگری) تهیه نمایید. این فرمها در استکهلمیان نیز موجود است.

اطلاعات لازمه در تقاضانامه
برای آنکه نمایندگیها بتوانند به درخواست ویزای شما رسیدگی نمایند بایستی موارد زیر بطور واضح در فرم تقاضا ذکر شوند:

- منظور از سفر به سوئد
- مدت زمانی که می خواهید در سوئد باشید
- چگونگی تامین مخارح در مدت حضور خود در سوئد
- نوع پاسپورت شما و مدت اعتبار آن
- پس از دیدار از سوئد عازم چه کشوری هستید
- اینکه آیا برای ورود به کشوری که قصد دارید پس از بازدید از سوئد به آن سفر کنید دارای مجوز لازم هستید یا خیر

شما همچنین بایستی دو قطعه عکس مخصوص گذرنامه که مستقیم از روبرو گرفته شده باشند و قدیمی تر از شش ماه نباشند ضمیمه کنید.

علاوه بر فرم درخواست بایستی کلیه متقاضیان برگه ای موسوم به به ضمیمه "دی" (ضمیمه خانوادگی) را تکمیل و تسلیم نمایند.

توجه داشته باشید
برخی از نمایندگیهای سوئد در خارج از کشور (مانند سفارت سوئد در تهران) ممکن است از شما بخواهند که مدارک دیگری را نیز ضمیمه تقاضای خود ارائه کنید. علاوه بر این ممکن است از شما خواسته شود که صحت تمامی مدارک توسط مقامات کشور محل زندگیتان مورد تایید قرار گیرد. از اینرو بهتر است قبل از مراجعه با سفارت سوئد در تهران تماس گرفته و در مورد مدارک لازمه سوال کنید.

سفارت سوئد در تهران دارای دارای صفحه مخصوص بخود در اینترنت است که در آن چگونگی درخواست ویزا و شرایط محلی درج شده است. اگر از این امکان برخوردار هستید قبل از تلفن کردن اطلاعات مذبور را مطالعه کنید. متاسفانه اطلاعات وب سایت سفارت سوئد در تهران تنها به دو زبان انگلیسی و سوئدی در دسترس است.

دیدار از خویشاوندان و دوستان
اگر قصد دارید برای دیدار از خویشاوندان و دوستان خود به منطقه شنگن سفر نمائید بایستی فرد معرف (کسی که قصد دیدار وی را دارید) فرم ویژه ای موسوم به ضمیمه "ئی" را تکمیل کند. این فرم بزبانهای انگلیسی و سوئدی وجود دارد. این فرم در استکهلمیان در دسترس ایرانیان مقیم سوئد قرار دارد.

فرد معرف در سوئد همچنین باید یک گواهی مشخصات فردی (پرشون بویس) مربوط به خود را نیز ضمیمه کند. این گواهی را می توان از وب سایت اداره کل مالیات سوئد که آدرس آن در استکهلمیان در اختیار ایرانیان مقیم سوئد قرار داده شده تهیه نمود.

فرد معرف باید دو مدرک ذکر شده را برای شما ارسال کند تا شما بتوانید آنها را همراه درخواست خود تسلیم کنید.

سفر بازرگانی و شرکت در کنفرانس
اگر می خواهید برای تجارت و یا شرکت در کنفرانس به سوئد سفر کنید بایستی بهمراه تقاضانامه خود دعوتنامه ای (یک نامه – فرم وجود ندارد) از شرکت مربوطه یا مرجعی که کنفرانس را برقرار می کند تسلیم کنید. دعوتنامه بایستی حاوی اطلاعاتی در مورد شما بشرح زیر باشد, بطور مثال:
- مشخصات فردی
- علت دیدار از سوئد
- مدت زمانی که می خواخید در سوئد باشید
- چه کسی مسئولیت تامین معاش شما را در سوئد بعهده خواهد داشت

سفر بمنظور درمان پزشکی
اگر هدف از سفر به سوئد برای درمان پزشکی است بایستی فرم ویژه ای موسوم به برگ ضمیمه "سی" را تکمیل کرده و همراه درخواست خود تسلیم کنید. همچنین بایستی یک گواهی پزشکی صادره از سوئد ارائه کنید که نشان دهد چه زمانی قرار است در سوئد تحت درمان پزشکی قرار گیرید و چه درمانی قرار است انجام گیرد. علاوه بر این بایستی یک گواهی پزشکی صادره از کشوری که در آن سکونت دارید ارئه کنید که نشان دهد شما نمی توانید در آنجا تحت درمان مذکور قرار گیرید. سرانجام بایستی بتوانید نشان دهید که برای درمان مذکور و مراقبتهای احتمالی پس از آن در سوئد سپرده مالی گذارده اید.

هزینه صدور ویزا چقدر است؟
تسلیم تقاضای ویزا به یک کنسولگری یا سفارت سوئد برای اغلب متقاضایان 60 یورو (حدود 550 کرون سوئد) هزینه دارد. این مبلغ در صورت عدم دریافت ویزا به شما مسترد نخواهد شد. البته برخی از گروه ها از تمام یا قسمتی از این مقررات مستثنی هستند.

افراد مبری از پرداخت هزینه
افراد زیر بطور کامل از پرداخت هزینه معاف هستند:
- کودکان کمتر از شش سال
- دانش آموزان, دانشجویان و دانشجویان محقق (محققان مشروط بر آنکه هدف آنها از سفر انجام تحقیقات علمی باشد. همچنین آموزگارانی که با آنها همراه هستند مشروط بر آنکه هدف از سفر آنان تحصیل یا آموزش باشد)

- خویشاوندان یک تبعه کشورهای اتحادیه اروپا به اضافه نروژ, ایسلند, لیختن اشتاین و سوئیس نیز از پرداخت هر گونه هزینه برای تقاضای ویزای خود معاف هستند. اینگونه متقاضیان بایستی نوعی گواهی مبنی بر اثبات پیوند زناشویی یا قرابت خانوادگی  ارائه کنند. افراد زیر بعنوان خویشاوند محسوب می شوند:
- زوج, زوجه و همزی
- شریک زندگی ثبت شده
- فرزندان کمتر از 21 سال یا فرزندان بزرگتری که برای تامین معاش وابسته به والدین خود هستند
- والدینی که از لحاظ مالی به فرزندان خود در سوئد وابسته هستند

چه مرجعی در مورد ویزا تصمیم گیری می کند؟
در اغلب موارد نمایندگی سوئد در خارج از کشور پس از انجام کنترلهایی با سایر کشورهای منطقه شنگن تصمیم گیری می کند. اگر نمایندگی سوئد در خارج از کشور در مورد تصمیم گیری در مورد تقاضانامه نامطمئن باشد آن را برای اتخاذ تصمیم به اداره مهاجرت در سوئد ارسال خواهد نمود.

صدور ویزا چه مدت طول می کشد؟
معمولا طی دو هفته پاسخ دریافت خواهید کرد ولی مدت زمان رسیدگی به درخواست ویزا در نمایندگیهای سوئد در خارج از کشور متفاوت است. اگر قرار باشد اداره مهاجرت سوئد به درخواست رسیدگی کند مدت رسیدگی طولانی تر خواهد شد چون در آنصورت نمایندگی بایستی درخواست را برای اداره مهاجرت ارسال کند. بمنظور اطمینان از اینکه ویزای خود را بموقع دریافت کنید بایستی درخواست خود را حداقل دو ماه قبل از سفر به سوئد تسلیم کنید. طی تعطیلات تابستانی از ماه ژوئن تا ماه اوت این مدت طولانی تر خواهد بود.

مدت اعتبار ویزا چقدر است؟
مدت ویزا محدود است و طی یک دوره شش ماهه حداکثر سه ماه اعتبار دارد. مفهوم این امر آنست که اگر شما سه ماه در منطقه شنگن بسر ببرید بایستی سه ماه خارج از این منطقه بسر ببرید تا بتوانید مجددا ویزای شنگن دریافت کنید. در صورت داشتن دلایل ویژه می توانید برای مدت طولانی تری – حداکثر یک سال – ویزا دریافت کنید ولی در آنصورت ویزا فقط برای ورود و بسر بردن در سوئد معتبر خواهد بود. دلایل ویژه می تواند بطور مثال این باشد که شما طی یک سال لازم باشد چندین مرتبه بمنظور انجام امور بازرگانی یا دیدار فرزندان خود به سوئد سفر کنید.

تعداد روزهای استفاده از ویزا در مهر ویزا درج شده است. مدت اعتبار ویزا اغلب از مدت استفاده ویزا کمی طولانی تر است. علت این امر آنست که مقامات تخمین می زنند که شما برای تدارک سفر کمی وقت نیاز دارید تا مقدمات سفر را آماده کنید.

توجه داشته باشید که اجازه ندارید زمانی طولانی تر از روزهایی که در مهر ویزا درج شده در سوئد یا یک کشور دیگر شنگن بمانید.

آیا می توانم ویزای خود را در سوئد تمدید کنم؟
تمدید ویزا امکان ندارد. در عین حال اگر قصد دارید بیش از مدت ویزا بمانید می توانید با مراجعه به یکی از واحدهای صدور مجوز اداره مهاجرت در سوئد اجازه اقامت برای دیدار درخواست کنید. این امر مستلزم یک هزینه اضافی از قرار 1000 کرون برای یک فرد بزرگسال و 500 کرون برای کودکان زیر 18 سال است.

اگر از قبل می دانید که قصد دارید در سوئد بمانید بایستی از نمایندگی سوئد در خارج از کشور اجازه اقامت برای دیدار یا اگر دلایل ویژه ای دارید ویزا با مدت اعتبار طولانی تری درخواست کنید. از اینطریق نیازی به پرداخت هزینه های دو برابر نخواهید داشت. نمایندگی سوئد در خارج از کشور درخواست های اجازه اقامت جهت دیدار را برای تصمیم گیری به اداره مهاجرت ارسال می کند.

اگر تصمیم مربوط به ویزا توسط پست برای شما ارسال گردد بایستی برای الصاق برچسب ویزا در پاسپورت خود به یکی از دفاتر صدور مجوز اداره مهاجرت مراجعه کنید.

شکایت از تصمیم رد تقاضای ویزا
فقط خویشاوندان یک تبعه اتحادیه اروپا و همچنین خویشاوندان یک تبعه منطقه همکاریهای اقتصادی اروپا (ئی اس اس) به اضافه سوئیس می توانند نسبت به رد درخواست ویزا به اداره مهاجرت اعتراض کنند و فقط تصمیم صادره از سوی اداره مهاجرت قابل اعتراض است. اعتراضنامه توسط دادگاه مهاجرت مورد رسیدگی قرار می گیرد. افراد مشروح زیر خویشاوند محسوب می شوند:

- زوج, زوجه و همزی
- شریک زندگی ثبت شده
- فرزند زیر 21 سال یا فرزند بزرگتری که برای معاش خود وابسته به والدین باشد
- والدینی که از لحاظ مالی به فرزند خود در سوئد وابسته باشند.

سایر افراد نمی توانند نسبت به رد درخواست ویزا اعتراض کنند. تنها راه این است که تقاضای جدیدی را تسلیم نمایند.

سوئد به کدام دسته از ایرانیان ویزا میدهد
اداره مهاجرت سوئد بصورت مرتب یک خط مشی کلی و از پیش تعیین شده را بصورت دستورالعمل و بخشنامه در اختیار سفارتخانه ها, کنسولگریها و نیز دیگر شعبات تصمیم گیرنده خود جهت صدور ویزا در مورد اتباع کشورهای مختلف قرار میدهد. این خط مشی در مورد اتباع بیش از 80 کشور دنیا که جهت ورود به سوئد نیاز به روادید (ویزا) دارند متغیر است و بصورت خط مشی کلی در مورد هر کشوری تنظیم و بخشنامه میشود.

توجه به این خط مشی رسمی اداره مهاجرت سوئد در زمینه صدور روادید (ویزا) برای اتباع ایران از دو جهت برای خوانندگان استکهلمیان مفید خواهد بود. اول اینکه بصورت کلی مشخص میشود که دولت سوئد به کدام دسته از ایرانیان بطور معمول ویزای ورود به سوئد (که در همه منطقه شنگن اعتبار دارد) میدهد و همچنین برای آن دسته که مایل به دریافت ویزای سوئد هستند مفید خواهد بود تا شرایط خود را با این خط مشی و چهارچوب کلی وفق دهند تا شانس دریافت روادید (ویزا) جهت خود و اقوام خود را بالا ببرند.

ترجمه کامل این خط مشی و دستورالعمل اداره مهاجرت سوئد در ذیل در اختیار شما قرار دارد:  

بخش ویزای اداره مهاجرت, نورشوپینگ
خط مشی /  ایران

هیئت اجرایی اداره مهاجرت  سوئد در جلسه مورخ 10 دسامبر 1999 تصمیم گرفته است تا خط مشی زیر در مورد  صدور ویزا جهت اتباع ایران به مرحله اجرا درآید. این خط مشی جایگزین خط مشی قبلی در مورد اتباع ایران مورخ 21 اکتبر 1999 خواهد شد.

جهت پدر و مادران افراد مقیم سوئد که شرایط  پیرامون آنان دال بر این نباشد که هدفشان از مسافرت به سوئد چیز دیگری غیر از بازدیدی کوتاه است ویزا صادر میگردد.  برای فرزندان متاهل و نیز خواهران و برادران متاهل افراد مقیم سوئد نیز که خانواده خود را (هنگام مسافرت به سوئد – توضیح استکهلمیان) در ایران باقی میگذارند نیز تحت همین شرایط ویزا صادر خواهد شد.  برای افراد جوانتر, چنانچه در ایران ریشه عمیق و محکمی نداشته باشند,  میبایست دلیل بازدید از سوئد ضروری و مهم باشد تا منجر به صدور ویزا گردد.

برای خانواده هایی که قصد دارند بصورت دسته جمعی به سوئد مسافرت کنند, خواهران و برادران مجرد و یا کم سن و سال افراد  مقیم سوئد,  خویشاوندان دور و یا دوستان افراد مقیم سوئد در صورتی ویزا صادر میگردد که دلیل بازدید از سوئد خیلی ضروری و مهم بوده و متقاضی ویزا در ایران دارای ریشه ای عمیق و محکم باشد.

ویزاهای تجاری, فرهنگی, ورزشی و مشابه آن در صورتی صادر خواهد شد که هدف از مسافرت جدی تلقی گردد. کنترل اطلاعاتی که جهت دریافت ویزا ارائه میگردد میبایست از طریق معرف یا نظایر آن بعمل آید.

*****

همکار استکهلمان از اداره مهاجرت سوئد در این زمینه خواستار توضیح بیشتری شده است. اداره مهاجرت به همکار استکهلمیان میگوید که این بخشنامه خط مشی کلی اداره مهاجرت جهت صدور ویزا در مورد اتباع ایران بوده و هر پرونده درخواست ویزا بصورت جداگانه و با توجه به ویژگیهای مخصوص به خود مورد بررسی  قرار میگیرد.

اداره مهاجرت در پاسخ این سوال که منظور از دارا بودن "ریشه عمیق و محکم" در ایران چیست گفت که هدف اداره مهاجرت این است که مطمئن باشد هدف متقاضی ویزا از سوئد تنها یک بازدید موقت است و وی قبل از به اتمام رسیدن مدت اعتبار ویزای خود سوئد و محدوده شنگن را ترک خواهد کرد. چنین خطری طبیعتا در مورد فردی که دارای شغل و کسب و کار و یا وضعیت خانوادگی بخصوصی است که حاکی از وجود پیوندی قوی مابین او و ایران دارد کمتر از فرد بیکار و مجردی است که پیوندی  قوی و محکم و در نتیجه "ریشه ای عمیق و مسحکم" با ایران  ندارد.

پیوندهای مربوط
اداره مهاجرت سوئد
سفارت سوئد در تهران

با تشکر از
مرکز اطلاعات ایرانیان
اداره مهاجرت سوئد
پلیس شنگن
همکاران استکهلمیان

 

http://stockholm.stockholmian.com  :منبع

+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه سی ام آذر 1387 و ساعت 2:0 بعد از ظهر |
فیلم پرتاب لنگه کفش به طرف جورج بوش درعراق 14 دسامبر 2008

منتظر الزیدی خبرنگاری با شغل جانبی کفش پرت کنی!

منتظر الزیدی کفش پرتکن

 

 نتایج پرتاب تاریخی لنگه کفش:

1- تحقیر جورج بوش ریئس جمهور آمریکا
2- خبرنگاره خودشو تو دنیا معروف کرد
3- شایع است یکی از دست وپاهاش از دست داده توسط همون محافظای غافل بی عرضه
4- بزرگترین خدمت به کارفرماش انجام داد
تلویزیون خصوصی البغدادیه را معروف کرد
5- خوش کردن دل خیلی ها از جمله طرفدارای صدام طالبانا بن لادن و القائده
6- نون تیم محافضا را قطع کرد
7- مدل و شماره 42/10 کفش هم معروف شد
8- پرتاب کفش تبدیل به یک سمبل جدید اعتراض
9- از حالا حضور خبرنگارا در کنفراسها با کفش ممنوع! شاید هم حضور مردم در جلسات سخنرانیهای دولتمردان فقط با جوراب!

  پاورقی

 با احترام و درک کامل از خشمگین بودن و نفرت خبرنگار عراقی نسبت به بوش لشکرکشی و پیامد حضور آمریکائیا در کشور عراق و نحوه اعتراض وی علیه آمریکا که به حق کار شجاعانه ای بود!
 و باز صرف نظر از اینکه آیا شیوه برخورد با دوست و دشمن (بوش) نشانه قضاوت اخلاقی درست یا غلط بخود بگیره چنانچه اندکی منصفانه به این موضوع نیم نگاهی بشه جای هیچ شکی نیست که اگر به عوض رئیس جمهور آمریکا یک آبدارچی دولتمردان کشورهای دیکتاتوری حتی پوست تخمه ای به طرفش پرت می شد آینده و روزگار آن شخص چیزی جز مرگ وی نبود؟ مسلما" نه!

 نمونهای واکنش و انتقامجوئی ناجوانمردانه قدرتمندان زیاده ولی یکیشو همه هنوز به یاد داریم در یک روزی که صدام با دورو برییاش از حوالی یک منطقه گویا کردنشین یا فرقی نداره کجا بلاخره تو عراق در حین عبورشان  ناگهان شخصی مسلح به کاروان صدام تیری شلیک میکنه همون روز با حضور خود وی اکثر اهالی و ساکنین انجا را به جرم شلیک یک تیر (که شاید همـِ تیرانداز بیچاره برای ورود خود صدام میخواسته ابراز خوش امد گویی کنه) از دم قتل عام میکنند.

 و سوای اینا ولی خودمونیم هر چند دولتمردای کشورهای غربی مخصوصا" اروپائیا با این سبک اعتراضات ناگهانی فردی آشنایئ دارند وبعضیاشون ککشون هم نمی گزه ولی بوش ازدست کفش کابوس خواهد دید.
 درست یادم نمی یآد ولی آخرین مورد شاه سوئد تو یکی از این شهرای اینجا تو یک مراسمی توسط یک جوانی یک کیک نصیبش شد آن هم تو صورتش و انقدر کیکه به کامش شیرن آمد که بلافاصله خودش علنا" دستور داد پسر معترض را بلافاصله آزاد کنند.

 پس بدرستی  میگن اگر حاکمان و قدرتمندان قلبی عاطفی به مانند قلب یک کودک را داشته باشند روز و روزگار ما حتما"بهتر از این خواهد شد.

به امید آن روز

محمود

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 0:42 قبل از ظهر |


در فصل تابستان علاوه بر ایرانیانی که با استفاده از مرخصی سالانه خود جهت گذراندن تعطیلات به خارج از سوئد می روند گروه بزرگی از ایرانیان داخل ایران نیز جهت جهانگردی و نیز دیدار از دوستان و خویشاوندان خود راهی سوئد می شوند. میهمانان عزیزی که میزبانانشان در سوئد مایلند که در طی اقامتشان در سوئد هر چه بیشتر به آنها خوش بگذرد و با خاطره ای شیرین سوئد را به مقصد وطن ترک کنند.

سر زدن به مناطق توریستی سوئد از فعالیتهایی است که همواره توسط میزبانان در برنامه پذیرایی از میهمانان گنجانده می شود. به غیر از جهانگردان ایرانی, تعداد قابل توجهی از دانشجویان مهیمان ایرانی هم که در دانشگاه های سوئد مشغول تحصیل هستند نیز در طی تابستان مایل به گردشگری در سوئد و به در کردن خستگی سال تحصیلی که پشت سر گذاشته اند هستند.

در زیر به معرفی دو نقطه از محبوبترین جاذبه های توریستی سوئد می پردازیم:

جزایر توریستی و تفریحی گوتلند و اولند, جزایر قناری اسکاندیناوی
اگر در طی تعطیلات تابستان پذیرای میهمانان تابستانی خصوصا تیپ جوان از ایران و دیگر نقاط جهان هستید که عاشق آب تنی  در دریا و بسر بردن در کنار ساحل در طی روز بوده و همزمان علاقمند به جشن و پارتی و رقص و نایت کلابهای شبانه هستند بازدید از سواحل دو جزیره  توریستی و فوق العاده زیبای "گوتلند"  "اولند" سوئد توصیه میشود.  اروپائیان این دو جزیره را "جزایر قناری اسکاندیناوی"   نیز می خوانند.

مهاجرین و بویژه اهالی خاورمیانه نیز به نوبه خود جزایر گوتلند و اولند در سوئد را به شوخی "جزایر آزاد" بمانند بندر دوبی در خلیج فارس می نامند. با این تفاوت که دوبی بندری آزاد برای "کالاها" اما جزایر گوتلند و اولند سوئد جزیره ای به تمام معنی آزاد برای "انسانها" بشمار می رود, و این مقایسه طنز آمیز چندان نیز دور از حقیقت نیست.

آزادی بی حد و مرز موجود در این دو جزیره  (خصوصا جزیره گوتلند) گاه به گاه حتی اعتراض برخی سوئدیها را نیز بر می انگیزد. جشن ها و پارتی های پر سر و صدای شبانه و می گساری توسط مردمی که جز خوشگذرانی به چیز دیگری نمی اندیشند در طی ساعات شب, و خوردن غذاهای خوشمزه بویژه غذاهای دریایی   و نیز آب تنی و استراحت در ساحل در طی ساعات روز از بخشهای جدا نشدنی ایام تابستان در این دو جزیره تفریحی تابستانی هستند.

جمعیت جزایر "گوتلند" و "اولند" که در جنوب شرقی سوئد واقع شده اند بواسطه هجوم جهانگردان به آنها در طی تابستان به چند برابر افزایش می یابد و پیدا کردن جای خالی در هتل ها و "پلاژ" های آن بسیار دشوار است.  برخی جهانگردان ماه ها قبل از شروع تابستان اقدام به رزرو اتاق و یا پلاژ مورد نیاز خود می کنند تا با فرا رسیدن فصل تابستان دچار مشکل کمبود جا نشوند.

اگر خویشاوند و یا دوستی دارید که در این دو جزیره و یا کمونهای اطراف آن زندگی می کنند تعطیلات تابستان بهترین زمان جهت "دیدار از آنان" بشمار می رود.

جزیره گوتلند
Gotland
جزیره گوتلند با 3140 متر مربع مساحت خود بزرگترین, محبوبترین و در عین حال شلوغ ترین جزیره تفریحی تابستانی سوئد بشمار میرود و بویژه در نزد اقشار جوان تر بسیار محبوب است.  مساحت 3140 کیلومتر مربع جزیره گوتلند را می توان با مساحت 90 کیلومتر مربع جزیره کیش در ایران مقایسه نمود. جزیره گوتلند دارای 800 کیلومتر ساحل و 2000 ساعت آفتابی در طی سال است. میانگین دمای جزیره گوتلند در طی سه ماه ژوئن, ژوئیه و اوت 17 درجه سانتی گراد است.  جزیره گوتلند یک کمون و استان مستقل بشمار می رود و مرکز آن شهر ویسبی است. جزیره گوتلند بمراتب دورتر از جزیره اولند به خشکی بوده و فاقد ارتباط زمینی با سوئد و خشکی است. امکان مسافرت به جزیره گوتلند تنها از طریق  هواپیما و کشتی وجود دارد.

جزیره اولند
Öland

جزیره اولند با 1343 کیلومتر مربع کمتر از نصف جزیره گوتلند است. این جزیره از دو کمون مختلف تشکیل شده ("موربی لونگا " و "بوری هولمز") و بخشی از استان "کالمار" سوئد می باشد.  جزیره اولند  از طریق پلی معظم با خشکی در ارتباط است و به این ترتیب امکان مسافرت به آن علاوه بر کشتی و هواپیما از طریق زمینی و از جمله اتوموبیل نیز مقدور است. اگر علاقمند به زندگی تفریحی آرامتری در مقایسه با جزیره "گوتلند" هستید و یا مدت زمان کوتاهی جهت تعطیلات خود دارید جزیره "اولند" را انتخاب کنید. 

در وب سایت ارائه اطلاعات توریستی مربوط به هر  دو جزیره اطلاعات جامع و مفصل در هر موردی که فکرش را بکنید به زبانهای مختلف در اختیار بازدیدکنندگان قرار دارد.  در مورد جزیره گوتلند این اطلاعات به زبانهای سوئدی, انگلیسی, فرانسه, آلمانی, اسپانیایی, ایتالیایی, فنلاندی و نروژی موجود است. اطلاعات توریستی جزیره اولند نیز به زبانهای سوئدی, انگلیسی و آلمانی در وب سایت آن در دسترس علاقمندان قرار دارد.

از طریق تماس تلفنی با دفاتر توریستی جزیره گوتلند و اولند می توان نقشه محل و دیگر اطلاعات توریستی لازم را بصورت رایگان از طریق پست نیز دریافت نمود.

 

 

 

 منبع:

http://stockholm.stockholmian.com/tourism/o/index.htm

+ نوشته شده توسط م. زرهي در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 و ساعت 8:40 بعد از ظهر |
13 دسامبر و دیداری کوتاه و یک روزه با "لوسیا"
+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 2:47 قبل از ظهر |

 گفت وگوی  وزیر راه و ترابری با رسانه های گروهی در بازگشت وی از سفر سوئد

  گفت وگوی وزیر راه و ترابری با رسانه های گروهی در بازگشت وی از سفر سوئد بهبهانی ساعت یک و نیم بامداد پنج شنبه دستاور های سفر خود را در جمع خبرنگاران تشریح کرد که باز هم حاشیه های قابل توجه ای را به وجود آورد.  
حمید بهبهانی  پس از بازگشت از سوئد درباره نتایج سفر به این کشور در حوزه اقتصاد گفت: "در سفر به سوئد پس از برگزاری جلسات متعدد با وزرای ارتباطات، سرمایه گذاری و انرژی این کشور به یک تفاهم اولیه دست یافتیم. با توجه به ایمنی بالای حمل و نقل در سوئد و سردسیر بودن این کشور به آنجا سفر کردیم تا از تجربیات آنان برای حمل و نقل کشور استفاده کنیم."
وی افزود: " اگرچه هنوز به مرحله نشست های کارشناسی بین دو کشور نرسیده ایم. با توجه به نزدیک بودن فصل سرما کارشناسان سوئدی برای آمار برداری به ایران می‌آیند تا نسبت به افزایش ایمنی و انتقال دانش فنی به ایران خدمات ارائه کنند."
بهبهانی در ادامه گفته های خود به تفاوت های وضعیت حمل و نقل در ایران و سوئد را مورد بررسی قرار داد : " در حالی که در کشور ما 80 هزار کیلومتر جاده آسفالته وجود دارد و تلفات جادهای آمار نگران کننده ای را نشان می دهد سوئدی ها با 94 هزار کیلومتر جاده آسفالته تنها 450 نفر در سال کشته می دهند و این نشان می دهد برای رسیدن به آمار پایین تلفات جاده ای باید از تجربیات آنها استفاده کرد و برای رسیدن به این منظور قرار شد همکاری نزدیکی با ایران داشته باشند.
بهبهانی اعتقاد دارد  ارتباط هوایی ایران و سوئد  از اهمیت ویژه ای بر خوردار است: " بحث دیگری که در این سفر مطرح شد ارتباط هوایی ایران و سوئد بود که با توجه به حضور نزدیک به 100 هزار ایرانی در این کشور مساله مهمی است. در حال حاضر ایران ایر هفته ای دو پرواز به این کشور دارد و ایر لاین های سوئدی ابراز تمایل کردند تا برای افزایش پرواز ها به ایران خطوط پروازی داشته باشند."
وزیر راه و ترابری با اشاره به دیدار با ایرانیان مقیم سوئد گفت: " ایرانیان در سوئد از جایگاه اجتماعی خوبی برخوردارند و به عنوان مثال رئیس راه آهن و دو عضو موثر پارلمان این کشور ایرانی هستند ضمن اینکه بسیاری از آنها طرفدار نظام جمهوری اسلامی بوده و حاضرند برای سرمایه گذاری در ایران اقدام کنند که در آینده نزدیک با آنان تماس می گیریم تا مقدمات حضورشان در کشور فراهم شود."
وی در پاسخ به سوالی مبنی بر تاثیر تحریم ها در روند مذاکرات گفت: " در خلال مذاکرات طرف سوئدی هیچ حرفی از تحریم نزد و در این شرایط جایز نبودما نیز سخنی به میان بیاوریم و در نتیجه فضای مثبت مذاکرات قرار شد هیاتی از نمایندگان پارلمان سوئد با راهنمایی اعضای ایرانی طی ماه های آتی به ایران
بیایند. "

 

 

منبع خبر:

http://www.peykeiran.com

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 2:18 قبل از ظهر |
سخنرانی شیرین عبادی در مراسم جایزه صلح نوبل در اسلو
+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه بیست و سوم آذر 1387 و ساعت 3:35 بعد از ظهر |
 

پخش کامل فیلم مراسم اهدای جایزه نوبل سال 2008 از رادیو تلویزیون سوئد

+ نوشته شده توسط م. زرهي در پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 و ساعت 8:31 بعد از ظهر |
 

 

چهارشنبه 10 دسامبر: ضیافت سلطنتی نوبل دراستکهلم

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در سه شنبه نوزدهم آذر 1387 و ساعت 9:17 بعد از ظهر |
سطوه سال 1975

 

سطوه 2007

 

 

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 4:57 قبل از ظهر |

جمیره دبی

 

ساحل زیبای جمیره اکنون 2008/12/7 4:49 AM

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 4:49 قبل از ظهر |
 وقت اذان صبح بود که لنچ خسته از راه عمو سليمان با غرور در کنار بندرگاه  دبي پهلو گرفت. تو شط  دبی  بودیم و کنار گمرک همه در انتظار از سر رسیدن ماموران گمرک بودیم. خیلی چیزها شبیه سیریک و بندر خودمون بود بوی شرجی بوی دریا و ماهی با این تفاوت که اذان دیگه به لهجه غلیظ عربی پخش می شد و جمعیتی که آمده بودند  به استقبال اقوامشون یا خرید علوفه  دام وغیره دشداشه هاشون اتوکشیده  و مرتب بود. به هر حال مامورا سر وقت از راه رسیدند ومستقیم آمدند سراغ لنچ برای تفتیش، و عمو ناخدا با تحویل دادن شناسنامه م به ماموران  دیگه سرنوشت من مسافر کوچک رسما" افتاد دست اونا. و هر از گاهی نیز صدای ناخدا شنیده میشد آهای مواظب این پسرک باشین یک وقت از لنچ بیرون نره کار دستمون بده مامورا باش کار دارن. خلاصه چی اتفاقی میخواست بیفته کسی نمیدونست که ناگهان یکی از مامورا آمد طرف من با گفتن کلمه جاهز متوجه چکوندن دوربینی که تو دستش بود شدم با دوربین پلورایدش عکسی از من انداخت و به صفحه اول شناسنامم منگنه کرد و از آن لحظه من بی گذرنامه دیگه جزء مسافرای رسمی لنچ محسوب شدم. و اینجا خیالم هم خیلی راحت شد که برای لنچ عمو مشکلی پیش نیومد. از بین جمعیت چند نفر سیریکی آشنا هم آنجا بودند از جمله غلام سبیل (غلی احمد ایسوف) راستی یادم رفت بگم که بابام از سفر ماجرائی من به دبی بی خبر بود. به هر حال با غلی  سوغاتی گوسفنده را بر داشتیم و با تاکسی رفتیم سطوه منزل فامیلمون حاجی احمد و  عصر شد که آغام از سر کارش آمد پیشم. 

 دبی بود و سال 1357 سالی که در ایران انقلاب ضد شاه تازه اتفاق افتاده بود و اکثر ایرانیها از جمله من نوجوان نیز مغرور این تحول بزرگ تاریخی بودیم.  

غروب شد بابام دستمو گرفت وپیاده از سطوه رفتیم به طرف جمیره انجائی که  او یک اطاقکی داشت و زندگی می کرد. سطوه منطقه خاصی بود اکثرخونه هاش مخروبه و با حلب (صندقه) ساخته شده بودند و بیشتر ساکنین اینجا از کارگران مهاجری بودند که در ده ۶۰ میلادی به هنگام کشف منابع نفت و گاز در این منطقه از آن سوی خلیج فارس به دبی مهاجرت کرده بودند به امید کار و یک زندگی بهتری. ولی متاسفانه تعداد فقرا بیکارا و سرخوردها  کنار هم تومنطقه سطوه ساکن شده بودند بدون برخورداری از هیچ حق و حقوقی از طرف دولت دبی. ولی با این حال زندگی و شور و هیجانی در جریان بود که که بعدها همین سطوه مثل لندن است زبان زد همه شده بود. ولی سرانجام  متاسفانه درهمین چند سال اخیر بدنبال طرح مدرنیزه کردن شهر دبی خیلی از ساکنین رنجیده سطوه  به  صورت گروهی و خانوادگی از دبی اخراج شدند و تعداد زیادی ازاین بین به میناب برگردانده شدند و شیوخ دبی با این اقدام تبعیض آمیز خود نسبت به این جماعت به بی مهری خود مهر پایانی زدند. شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار- مهربانی کی سر آمد شهر یاران را چه شد.

از این گله  تاریخی که بگذریم در مجموع باید بگم  30 سال پیش دبی مخصوصا" منطقه بر دبی و اطرافش هنوز جنبه شهری بخود نگرفته بود یک جورائی به صحرا شباهت داشت.
به هر حال یک سالی بود من و بابام همدیگرو ندیده بودیم و هر دو از این  دیدار خوشحال بودیم در بین راه بابا به من می گفت (شاباش) به تو که آمدی پیشم. اوضاع ایران که رو براه نیست اینجا کار زیاده میتونئ دبی بمونی، من ساکت بودم و حرفی نمیزدم. کلی مسافت پیاده روی کردیم تو آن  ماسه ها تا به ساحل زیبای جمیره رسیدیم شب را  تو ان اطاقک گذراندیم روز بعدش منو برد پیش همکاراش که  بیشتر آنها از همشهریای جنوبی بودند و با همدیگه تو شرکت کاسپین کار میکردند.

 جمیره جای تفریحی زیبایی بود انگار یک اروپای کوچک در گوشه ای از دبی واقع شده بود و من تا آن موقع این همه آدم  بور یک جا ندیده بودم از پیر و مسن و جوان کنار ساحل شنی جمیره یا در حال شناکردن بودند یا رو ماسه ها لم داده و در حال آفتاب گرفتن بودند. و یکی از این روزها که همراه بابا آن حوالی دور میزدیم او با ضمضمه می گفت نگاه به این کافرای لختی گناهه ولی تو هنوز بچه ای خدا تو رو می بخشه.

من که  مسافر بودم و و برام خوش می گذشت روزا  رو  میرفتیم بازارمنطقه بر دبی و دیره یا من تو همون جمیره اروپای یای کافر لخت و پتی را دید میزدم. البته پیش فامیلا هم میرفتیم ولی برام خسته کننده شده بود در عوض دوست داشتم بیرون باشم همش تو بازار بچرخم وکمی غذای هندی بخورم.

 هر چند مدت سفر به یک ماه هم نکشید .ولی با این حال هنوز چند روز مونده بود به موعد بازگشت دلم شور میزد که هر چه زودتر بر گردم ایران و سیریک. بابا هم فهمیده بود که من بیقرارم و دبی همچین چنگی به دلم نزده و بهتره برگردم ایران سر کلاس و درسام.

به هر حال موعد بازگشت سر رسید و من کلید شهر دبی را به بابام سپردم هوای جمیره را داشته  باشه و من با همون شناسنامه اصلی بدون آن عکس پلوراید با هدایام از جمله یک تفنگ بادی و یک دو چرخه بر گشتم سیریک. 
در پایان اینو بگم که بی شک همون سفر ماجرائی به دبی راه را برای سفری دوباره اما اینبار برای سفری طولانیتر و جدیتر که با فاصله تقریبا"8 سال از آن سفر اتفاق افتاد را هموار کرد. وجا داره از همه عزیزان مخصوصا" خدمه لنچ که در انجام این سفر منو تحمل و کمک کردند تشکر ویژه نمایم.و به آنهائی که میدونم دیگه در بین ما نیستند به یاد واحترامشان سر تعظیم فرود می آورم

 ایسلندیها میگن: طولانیترین سفر سفر به خویشتن است. و یک شاعر ایرلندی George Moore میگه: آدمی به دور دنیا سفر میکنه در پی یافتن آرزوهای خویش ولی وقتی به خانه بر میگردد به آن آرزوها ش میرسه.

 و من به این باور رسیده ام که زندگی یک سفر است و سفر خود زندگیست و آرزو میکنم هر کی به هر سفری بره بتونه  به  سلامتی و موفقیتی به  سر منزل خویش برگرده. 

 در ضمن من از دبی و امارات خاطره ها و ماجراها برای تعریف دارم ولی اینو میزارم واسه یک فرصتی دیگه در آینده.

چند تاعکس از  دبی- سطوه میذارم

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 4:38 قبل از ظهر |
 

 

- خودتان را برای خوانندگان ما معرفی كنید
علی پیرهانی متولد 1364 شهر همدان و دانشجوی مقطع کارشناسی ارشد در رشته زبان.
- كمی راجع به خانواده خودتان توضیح دهید
پدر و مادر هر دو بازنشسته هستند و دو برادر بزرگتر از خودم به نام های رضا و عادل دارم اما مثل من به زبان علاقه شدید ندارند.
- یادگیری زبان را از کی و چگونه آغاز کرده اید؟
از سن 5 سالگی و بدون اینکه استادی داشته باشم، شروع کردم.
- دلیل علاقه خودتون به یادگیری زبان را برای دوستان بیان کنید؟
همیشه دوست داشتم با اکثر انسان های کره خاکی در همه اقصی نقاط جهان آشنا شوم و از آنها یاد بگیرم. دوست داشتم از فرهنگ های مختلف اطلاع داشته باشم به خاطر همین یادگیری زبان را بهترین وسیله برای رسیدن به هدف خویش انتخاب کردم.
- یادگیری کدامیک از زبان ها را اول شروع کردید و چرا؟
فرانسه. ابتدا الفاظ را دست و پا شکسته و تنها به صورت کاراکتر و شکل ظاهری شان در ذهنم ثبت می کردم و سپس سعی می کردم یک فرم کلی در ذهنم بسازم.
- زبان مورد پسند خودتان چیست؟
آلمانی و فرانسه را بیشتر دوست دارم.
- 19 زبانی که یاد گرفته اید و تدریس می کنید، کدامند؟
فرانسه، آلمانی،اسپانیایی، ایتالیایی، انگلیسی، هندی، هلندی، رومانیایی، سوئدی،روسی، عربی، عبری، ترکی، پهلوی، پرتغالی، اسپرانتو، فنلاندی، سواحیلی، یونانی
- در روز چند ساعت را برای مطالعه زبان اختصاص می دهید؟
12 ساعت
- در حال حاضر به چه فعالیت هایی مشغول هستید؟
در حال حاضر سیستم آموزشی جدید یادگیری زبان را طراحی می کنم و در کنار آن به کار ترجمه کتاب مشغول هستم.
- اصلی ترین عامل موفقیت خود را چه می دانید؟
تلاش و باز هم تلاش
- چه کسانی در موفقیت شما نقش داشته اند؟
اول لطف خداوند بزرگ بوده ، سپس راهنمایی های بزرگان.
- نوآوری شما در یادگیری زبان چه بوده است؟
با سیستم آموزشی من، هر دانشجو می تواند هر زبانی را که بخواهد در مدت چهار ماه یاد بگیرد.
- آیا همگان می توانند زبان را یاد بگیرند؟
بله. کافی است کمی علاقه داشته باشی و تلاش کنی.
- برنامه تان برای ادامه راه چیست؟
تصمیم دارم در زمینه های فرهنگی بیشتر کار کنم به عنوان مثال در حال حاضر مشغول مطالعه عمیق فلسفه غرب و مقایسه آن با نهج البلاغه هستم.
- آیا دوست ندارید نفر اول چند زبانه دنیا باشید؟
چرا، دوست دارم و در کنار فعالیت های دیگری که انجام می دهم به یادگیری زبان های دیگر دنیا نیز مشغول هستم.
- هم اکنون نفر اول چند زبانه دنیا کیست؟ با چند زبان؟
آقای جک ریچارد آمریکایی هم اکنون نفر اول چند زبانه دنیاست. او مسلط به 23 زبان دنیاست.
- آقای تابحال با نفر اول چند زبانه دنیا مواجه شده اید؟
به صورت حضوری نه، اما طی تماس تفلنی که داشتیم جک ریچارد از اینکه مرا پشت سر خود می دید، ابراز خوشحالی کرد و از من خواست که تمام تلاش خود را بکنم تا به او برسم. این را هم بگویم که آقای جک ریچارد 63 ساله هستند و من هنوز وقت دارم تا رکورد او را بشکنم.
- با توجه به هوش بالایی که دارید، آیا تابحال افت تحصیلی داشته اید؟ علت آن چه بود؟
آری- ترجیع می دهم راجع به این موضوع صحبت نکنم. فقط این مطلب را بگویم که ای کاش برخی از اساتید دانشگاه ما، تحمل استعدادهای جوان را داشته باشند تا به خاطر اینکه روزنامه ها و رادیو و تلویزیون با من مصاحبه کرده اند، نتوانند حضور مرا در دانشگاه و در کلاس درس تحمل کنند.
- شما تدریس هم می کنید؟
بله. چند روز هفته به زادگاه خود می روم و به صورت خصوصی تدریس می کنم. در تهران نیز شاگردانی زیاد دارم که در زبان های مختلف برایشان تدریس می کنم.
- آیا فكر می كنید در آینده می توانید شغل مناسبی داشته باشید؟
نمی دانم. هنوز دوست دارم یاد بگیرم و در کنار یادگیری به صورت پراکنده در زمینه های مختلف کار می کنم به خاطر همین نمی دانم در آینده شغل ثابتی خواهم داشت یا نه؟
- از رابطه خود با خدا بگویید.
همه چیز را مدیون خدا می دانم. چطور می توانم در حد فهم دینی خود رابطه بندگی با معبود خویش نداشته باشم. در همه حال تسلیم خواست و اراده خالق یکتا هستم و در همه کارهایم به او توکل می کنم.
- آیا مرد دوم چند زبانه بودن دنیا، در زندگی شخصی، رفتار با پدر و مادر و دوستانتان تغییری ایجاد کرده است؟
خیر. من همیشه مطیع پدر و مادرم بوده ام و همیشه به آنها احترام می گذارم و در حال حاضر نیز با وجوداینکه باید برای تحصیل و انجام برخی کارها در تهران باشم، اما سه روز هفته را در کنار والدین خود هستم.
رابطه ام با دوستانم تغییری نکرده است اما محدودتر شده است چرا که دیگر وقتی برایم نمی ماند که با همه دوستانم مثل سابق رابطه داشته باشم.
- شما چندین سال پیش یعنی زمانی که 14 ساله بودید نهج البلاغه حضرت علی (ع) را به سه زبان فرانسوی، آلمانی و انگلیسی ترجمه کردید، چرا؟
در ابتدا دلیل این تصمیم را مطالعه کتاب «پیغمبر و دیوانه» می دانم. شنیده بودم که این کتاب یک نمونه برداری ساده از نهج البلاغه است. این کتاب را مطالعه کردم سپس تصمیم گرفتم به مطالعه نهج البلاغه بپردازم در همان زمان بود که شیفته حکمت های آموزنده امام علی (ع) شدم و تصمیم گرفتم نهج البلاغه به صورت ساده و شیوا به زبان های دیگر ترجمه کنم تا دیگران نیز از این حکمت ها پند گیرند.
- شما قبل از مصاحبه درخواستی از من داشتید، اگر دوست دارید آن درخواست را برای دوستان آریایی هم تکرار کنید
علی پیرهانی سکوت می کند!
«سکوت علی پیرهانی را به حساب رضایت می گذارم و آن درخواست را خودم برای دوستان آریایی بازگو می کنم. علی پیرهانی قبل از مصاحبه به من گفت که در همدان به صورت رایگان برای نوجوانانی که امکان مالی برای شرکت در کلاس های کنکور را ندارند، زبان های انگلیسی و عربی تدریس می کند و از من خواست که اگر بتوانم به او کمک کنم تا این امکان در تهران نیز برایش مهیا شود»
- آیا فکر نمی کنید این کار شما از ثمرات ترجمه و مطالعه نهج البلاغه مولایمان علی (ع) باشد؟
قطعا همین طور است. اما من هنوز در اول راهم و باید بیشتر به فکر این عزیزان باشم.
- در مورد کلماتی که می گویم اولین چیزی که به ذهن تان می رسد بگویید؟
خدا= همه چیز من
استعداد= قبول ندارم فقط تلاش باید کرد
پدر و مادر= برایم عزیزند
نهج البلاغه= برادر قرآن و استاد اخلاق من
دوست= خوبش خوب است
ایران= مرز پرگهر و سرزمین دلیران
همدان= ابوعلی سینا
راز موفقیت= تلاش
فرار مغزها= تأسف
تفریح=تفریحات سالم خوب است
فوتبال= علاقه ندارم
رنگ = سفید رنگ پاکی است
عدد شانس = 7
غذای لذیذ= کباب
علی پیرهانی= زبان
زبان= عشق من

 

 

منبع:

http://www.kandou.ir

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 2:6 قبل از ظهر |
عکسهائی از دزدان دریایئ اهل سومالی
(The Pirates Of Somalia) در خلیج عدن که چند وقتی هست بازار کارشون خوب داغه
+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 3:16 بعد از ظهر |
 

به سوئدی نوشته شده:

تفنگداران انگلیسی دو نفر از دزدان دریائی که قصد داشتند در خلیج عدن  یک کشتی را به گروگان
بگیرند اونا را به قتل میرسونند.

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 3:13 بعد از ظهر |

 

تانکر سوپر نفتی عربستان حامل فقط 100 میلیون دلار نفت بد بو  ولی این (ماهیگیرای سابق سومالیائی؟) به یک کشتی باحالی هم گیر دادند!

+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 3:6 بعد از ظهر |
 

عکسهائی زیبائی از سومالی و مردم آنجا

سومالی

 

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه شانزدهم آذر 1387 و ساعت 3:5 بعد از ظهر |
قهرماني كشتي‌گير ايراني الاصل سوئد در تورنمنت كشتي فرنگي هاپاراندا

تورنمنت كشتي فرنگي هاپاراندا در سوئد برگزار شد.

در اين مسابقات كه كشورهايي نظير روسيه، آمريكا، اوكراين، فنلاند، استوني شركت كرده بودند، روس‌ها صاحب سه مدال طلا شدند و هر كدام از تيم‌هاي آمريكا و سوئد نيز دو طلا بدست آوردند.

وهاب دانشور كشتي‌گير ايراني الا صل سوئد كه عضو تيم ملي جوانان اين كشور بوده است، در وزن 66 كيلو با شكست حريف روسي خود قهرمان شد.

جيمي ليدبرگ از سوئد و درميل بايرس از آمريكا از كشتي‌گيران شاخص اين تورنمنت بودند كه قهرمان شدند.

رده‌بندي انفرادي اين رقابت‌ها به ترتيب زير است:

55 كيلوگرم: 1- كاميد شاوف (سن‌پترزبورگ - روسيه)، 2- دنيس زاداچين (اوكراين)، 3- اميل ساندبرگ (سوئد) و ادارنيس زومورا (سوئد)

60 كيلوگرم: 1- جوبترمن (آمريكا)، 2- ماكسيم موردوين (روسيه)، 3- آرتم كوديك (اوكراين) و جاد وانديور (آمريكا)

66 كيلوگرم: 1- وهاب دانشور (سوئد)، 2- يوري دنيس اف (سن‌پترزبورگ- روسيه)، 3- ماتياس گونتر (سوئد) و واسيلي لوكوف (روسيه)

74 كيلوگرم: 1- الدار بوتاشف (سن‌پترزبورگ - روسيه)، 2- روبرت راسنگرن (سوئد)، 3- سومينن (فنلاند) و جيك ديچلر (آمريكا)

84 كيلوگرم: 1- يوگن بوگومولوف (روسيه)، 2- آرتيوم استبنف (سن‌پترزبورگ - روسيه)، 3- فردريك شون (سوئد) و جاس بتس (آمريكا)

96 كيلوگرم: 1- جيمي ليدبرگ (سوئد)، 2- رستم توتروف (روسيه)، 3- سرگئي روتنكو (اوكراين)

120 كيلوگرم: 1- درميل بايرس (آمريكا)، 2- الكساندر آنوچين (روسيه)، 3- لونبورن (سوئد) و الكساندر اكيموف (روسيه

 

 

منبع:پیک ایران

+ نوشته شده توسط م. زرهي در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 9:8 بعد از ظهر |
 

 به نقل از روزنامه مترو چاپ استکهلم کشور ایران که تا چند سال پیش امکان دسترسی به اینترنت در آن وجود نداشت امروز بزرگترین سرزمین وبلاگهاست. و این روزنامه در ادامه مینویسد که مطالپ وبلاگها بیشتر حول مسائل سیاسی مذهبی و عشقی می باشد.
در همین زمینه در جائی دیگر خوندم که در سال ۸۶ بیش از ۷۰۰ هزار عنوان وبلاگ در ایران وجود داشته است.

+ نوشته شده توسط م. زرهي در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 و ساعت 4:11 بعد از ظهر |

" گزارش "
12 آبان 1387
مردم ‌شناسي شهرستان لامرد
استان: فارس

شهرستان لامرد در جنوبي‌ترين نقطه استان فارس و همچنين در قسمت جنوبي سلسله جبال زاگرس و محاط بين دو رشته ارتفاعات شمال و جنوب قرار گرفته است و فقط 10 تا 20 کيلومتر بين اين شهرستان و آب‌هاي گرم خليج فارس، فاصله است. ولي ارتفاعات زاگرس جنوبي مانع از رسيدن رطوبت به لامرد شده و هواي منطقه در بيشتر ماه‌هاي بهار و تابستان گرم و خشک و در يک تا دو ماه زمستان سرد است. شهرستان لامرد به مرکزيت شهر لامرد داراي شش نقطه شهري به نام‌هاي لامرد، اشکنان، مهر، علاء مرودشت، اهل و گله‌دار و دوازده روستا و 249 آبادي است .

شوري منابع آب زير زميني باعث شده که از گذشته تا به امروز اهالي با ذخيره کردن آب باران در آب انبارها در طول سال، از آن براي شرب استفاده کنند. در اين شهرستان رودخانه دايمي وجود ندارد و تنها رودخانه‌هاي فصلي مهران و علاء مرودشت در مدت کوتاهي از سال داراي آب است. ساخت آب انبار و وقف آن در منطقه از گذشته رواج داشته است. قطر مخزن آب انبار 10 تا 30 متر، عمق آن 5 تا 10 متر و ارتفاع آن عمدتاً بيش از 5 متر است. ديواره و کف آب انبار از سنگ و ساروج و سقف آن مخروطي شکل است و از سنگ و گچ ساخته مي‌شود. مخزن آب انبار به وسيله بارندگي‌هاي فصل پائيز و زمستان پر آب شده و اهالي براي آشاميدن از آن استفاده مي‌کنند.

جمعيت و الگوي مهاجرت

طبق سرشماري سال 75، جمعيت اين شهرستان 112 هزار و 18 نفر بوده است که 93/22 درصد در نقاط شهري و 26/76 درصد در نقاط روستايي ساکن بوده‌اند. بيشترين مهاجرت بين اهالي منطقه جهت کار در کشورهاي حوزه خليج فارس و پس از آن شهرها و بندرهايي نظير شيراز، کنگان، بندر لنگه است.

گروه‌هاي قومي و مذهبي منطقه

اهالي شهرهاي لامرد و اشکنان و نيز روستاهاي دارالميزان، اسير، نرمان، گل خرگ، چاهورز و لاور خشت داراي مذهب شيعه جعفري و اهالي شهر گله‌دار و نيمي از جمعيت روستاي کال بر مذهب تسنن شافعي هستند. نژاد ساکنين منطقه آريايي و به لحاظ قوميت، فارس هستند و تنها اهالي روستاي گل خرگ و چند روستاي پيرامون آن ترک قشقايي هستند و گروهي بلوچ از دامداران محلي نيز در دهه‌هاي اخير به سمت نقاط شهري و روستايي گله‌دار، خواجه مراد و کارون کوچ کرده‌اند. بلوچ‌ها عده‌اي شيعه مذهب و برخي تسنن شافعي هستند.

خوراک در منطقه

تنوع در نوع و پخت غذا در منطقه تحت عواملي چون معيشت، عوامل جغرافيايي و اقليمي و باورهاي مردم و مجاورت و مهاجرت با کشورهاي حوزه خليج فارس به عنوان عامل فرهنگي مورد توجه قرار گرفته است. در اين منطقه غذاهايي مانند، سورو، کله سورو، ماويه، رشتکو، بلاليت، گمنه، آب ماهي، او پياز، بادنگان، شلک، پسک، توله، سرمو، مچه، گتق با ذنگو، قليه ماهي ، قاران قورمه مجبوس، معدم، کف تري، ترناز، تهمه، لگي ماس، چوولي، ارين و ديگر غداها در سه وقت فال و چاشت و شوم صرف مي‌شود.

پوشاک

پوشاک نيز متاثر از شرايط اقليمي و جغرافيايي منطقه است در اين نقطه از استان فارس پوشاک زنان شامل: مگنا، چارقد، ياق لق، کلاقچه، جومه، پاچه، درعه، جومه پرچين، جلزقه، کلاجه، شلوار گمپي، ملکي، اوروسي و رو جوراب است و پوشاک مردان شامل: کلاه نمدي، عرقچين، لنگ کلاه دو گوش، خدره، کوا، عبا، قبا، شال، دشداشه، کينک، دارعه، جوبه، ملکي، هرده، کلش و جودي تاسب است .

مسکن

مسکن مردم منطقه شامل ثابت و متحرک است. مسکن متحرک سياه چادر است که عده‌اي از طايفه شش بلوکي از ايل قشقايي در زمان قشلاق در دشت دارالميزان و گله‌دار استفاده مي‌کنند و بقيه مردم منطقه در مسکن‌هاي ثابت زندگي مي‌کنند. اجزاء مسکن‌هاي ثابت منطقه نيز شامل سه دري، اتاق نشيمن، بالاخونه، سرپله‌اي، مطبخ، ليوان، دروازه، پيش در، فضا، انبار، کاهدان کپر، خس، گله دوني، مشگله دون، حمام، مستراح، دو کاني، باغچه و حوض مي‌شود.

مراسم باران خواهي

با توجه به خشک و بي‌آب بودن منطقه، مردم براي طلب باران وضو گرفته و به دعا و نماز باران مي‌پردازند و در روستاهاي منطقه مردم سر و پاي خود را برهنه کرده در حالي که لباس خود را وارانه به تن کرده‌اند، استغفار کنان به بيرون از روستا رفته و به دعا مشغول مي‌شوند و شعري بدين مضمون مي‌خوانند:

يا رب به حق احمد به حرمت محمد
يا رب بزن تو بارون
يا رب که دردناکم ،
از غصه سينه چاکم
يا رب بزن تو بارون
ابر سياه غرون، کشيده رو به تهرون،
مرگ سياه حيوون
يا رب بزن تو بارون

اشتر به اين بلندي،
افتاده تو خلندي
يا رب بزن تو بارون
باروني که نو مي‌شه،
کاهدون پر کاه مي‌شه،
شب بارون و روز بارون
يا رب بزن تو بارون.

در روستاي نرمان نيز بدون خبر، جل خري را روي کسي مي‌اندازند و با صداي بلند در کوچه ها سر و صدا راه مي‌اندازند و مردم او را با چوب کتک مي‌زنند تا ديگران وحشت کنند و باران ببارد. مردم اشکنان نيز به سر کوه رفته و آش و حليم درست مي‌کنند و بين مردم تقسيم مي‌کنند و مي‌خوانند:

الله بزن بارون، گندم بي‌دينار شد، شوگر(شوهر) به زن بي‌زار شد، مازن طلاق نداديم، الله بزن تو بارون، گاو سفيد ماده، سر بر زمين نهاده، يا رب بزن تو بارون، گندم نمي دو تا شد، به نرخ کيميا شد، يا رب بزن تو بارون. /
104
 
-----------------------------------------------------------------------------------------یكی از لباسهای بومی تراكمه قدیم
یكی از پوششهای بومی كه رو به فراموشی رفته بود و الحمدالله به لطف برخی از جوانان این دیار كه تكنولوژی روز به همراه سنتها و باورهای اجتماعی بزرگانشان قبول دارند این پوشش ها دوباره زنده شده است و در مراسمات و جشنها شاهد این پوشش ها با رنگها و تنوعات مختلف هستیم. نویسنده : عبدالهی

 

 

منابع  بترتیب :

 http://www.chtn.ir 

  http://lamerdpic.mihanblog.com/post/archive/1386/8                                                   

 http://daryaee.persianblog.ir/page/lamerd

شط شیرین (طرفای خلیفااااا وراوی هست

+ نوشته شده توسط م. زرهي در دوشنبه یازدهم آذر 1387 و ساعت 11:41 بعد از ظهر |
 

 

دريا

 

در سكون شب

 ان هنگام كه آدمي به خواب رود

و بيداري او درحجاب باشد

جنگل فرياد زند:

من همان عزمم

كه توسط خورشيد در دل خاك روييد

دريا به او چيزي نگفت

ولي با خود چنين گفت:

عزم، از آن من است

سنگ گفت:

روزگار در من رازي نهاد

كه تا روز جزا مخفي است

دريا به او چيزي نگفت

ولي با خود چنين گفت‌:

اسرار از آن من است

باد گفت:

شگفتي ها دارم

زيرا مه و آسمان را ز هم جدا مي سازم

دريا خاموش و ساكت شد

اما با خود چنين گفت:

باد از  آن من است

رود گفت:

چه گوارا هستم

تشنگي زمين را برطرف مي سازم

دريا ساكت و خاموش شد

اما با خود چنين گفت:

رود از آن من است

كوه گفت:

به مانند ستاره اي در سينه ي افلاك

پابرجا و استوار هستم

دريا آرام ماند

ولي با خود چنين گفت:

كوه ار آن من است

انديشه گفت:

من پادشاه هستم

و در جهان پادشاهي مانند من نيست

دريا بي حركت ماند اما

در خواب به خود گفت:

همه چيز از آن من است

 

 

 

دوران کودکی

او در ششم ژانویه سال ۱۸۸۳، در خانواده‌ای مسیحی مارونی (منسوب به مارون قدیس) که به خلیل جبران شهرت داشتند، در البشری، ناحیه‌ای کوهستانی در شمال لبنان به دنیا آمد. مادرش زنی هنرمند بود که «کامله» نام داشت.ن کامله رحمه، سی ساله بود که جبران را از شوهر سومش خلیل جبران به دنیا آورد. شوهرش مردی بی مسئولیت بود و خانواده را به ورطه فقر کشاند. جبران خلیل یک برادر ناتنی به نام «پیتر»، شش سال بزرگتر از خودش، و دو خواهر کوچکتر به نام‌های «ماریانه» و «سلطانه» داشت که در تمام عمرش به آن‌ها وابسته بود. از آنجا که جبران در فقر بزرگ می‌شد، از تحصیلات رسمی بی بهره ماند و آموزش‌هایش محدود به ملاقات‌های منظم با یک کشیش روستایی بود که او را با اصول مذهب و انجیل و زبان‌های سوری و عربی آشنا کرد. جبران هشت ساله بود که پدرش به علت عدم پرداخت مالیات به زندان افتاد و حکومت عثمانی تمام اموالشان را ضبط و خانواده را آواره کرد. سرانجام مادر جبران تصمیم گرفت با خانواده‌اش به آمریکا کوچ کند. در ۲۵ ژوئن سال ۱۸۹۵، جبران در دوازده سالگی با مادر، برادر و دو خواهرش لبنان را ترک و به ایالات متحده آمریکا رفت و در بوستون ساکن شد. وی در بوستون به مدرسه رفت. در مدرسه، اشتباهی در ثبت نام، نام او را برای همیشه تغییر داد و به کهلیل جبران Kahlil Gibran تبدیل کرد که علی رغم تلاش‌هایش برای بازیابی نام کاملش، تا پایان عمرش بر جا ماند. جبران در سال ۱۸۹۶ با فرد هلند دی ملاقات کرد و از آن به بعد وارد مسیر هنر شد. دی جبران را با اساطیر یونان، ادبیات جهان، نوشته‌های معاصر و عکاسی آشنا کرد.

بازگشت به لبنان

همچنین دختر جوانی به نام «ژوزفین پی بادی» که ثروت سرشاری از ذوق و فرهنگ داشت دل به محبت این جوان بست و در رشد و کمال او بسیار موثر واقع شد. وی در آمریکا به نگارگری پرداخت و در سال ۱۹۰۸ وارد فرهنگستان هنرهای عالی در پاریس در فرانسه شد و مدت سه سال زیر نظر تندیسگر معروف «اگوست رودن» درس خواند. رودن برای جبران آینده درخشان و تابناکی را پیش‌بینی نمود. زنان دیگری نیز بعدها در زندگی جبران ظاهر شدند که از همه مهم ‌تر خانم «مری هسکل» و «شارلوت تیلر» است. این دو زن اخیر بخصوص خانم هسکل شاید بیشترین تأثیر را در زندگی فرهنگی و هنری و حتی اقتصادی جبران داشته‌اند. اما جبران پس از حدود سه سال اقامت در آمریکا به شوق زادگاه و عشق به آشنایی با زبان و فرهنگ بومی خویش به وطن بازگشت. جبران که به کمک فرد هلند دی کم کم وارد حلقه بوستونی‌ها شده بود و شهرت کوچکی به هم زده بود، با نظر خانواده‌اش تصمیم گرفت به لبنان برگردد تا تحصیلاتش را به پایان برساند و عربی بیاموزد. جبران در سال ۱۸۹۸ وارد بیروت شد و به «مدرسه الحکمه» رفت. جبران در این دوره کتاب مقدس را به زبان عربی خواند و با دوستش یوسف حواییک، مجله‌ای به نام «المناره» منتشر کرد که حاوی نوشته‌های آن دو و نقاشی‌های جبران بود.

 مرگ در خانواده و بازگشت به ایالات متحده

جبران دانشگاه را در سال ۱۹۰۲ تمام کرد. زبان‌های عربی و فرانسه را آموخته بود و در سرودن شعر به مهارت رسیده بود. در این هنگام رابطه‌اش با پدرش قطع شد و از او جدا شد و زندگی محقر و فقیرانه‌ای را از سر گرفت. در همان هنگام شنید که برادر ناتنی‌اش سل گرفته، خواهرش سلطانه مشکل روده‌ای دارد و مادرش گرفتار سرطان است. با شنیدن خبر بیماری هولناک سلطانه، جبران در ماه مارس ۱۹۰۲ لبنان را ترک کرد. اما دیر رسید و سلطانه در چهارده سالگی درگذشته بود. در همان سال، پیتر به بیماری سل و مادرش به سرطان درگذشتند.

خلیل جبران بعد از پایان تحصیلاتش در فرانسه دوباره وارد آمریکا شد و تا مرگش در سال ۱۹۳۱ در آنجا کار و زندگی کرد.

 نویسندگی

جبران از همان ایام نوجوانی به میدان هنر و شعر و نویسندگی قدم نهاد. در پانزده سالگی مدیر مجله «الحقیقة» شد و در شانزده سالگی نخستین شعرش در روزنامهٔ جبل به طبع رسید و در هفده سالگی به طراحی چهرهٔ بزرگانی چون عطار و ابن سینا و ابن خلدون و برخی دیگر از حکما و نویسندگان پیشین دست زد و پس از پایان تحصیلات رسمی خود برای تکمیل هنر نقاشی به پاریس رفت و طی دو سال اقامت در فرانسه ضمن آشنایی با مکاتب گوناگون هنر نقاشی، کتابی با عنوان «الارواح المتمردة» (روان‌های سرکش) نوشت و در بیروت به طبع رساند.

این کتاب که فریاد هم میهنان مظلوم او و در سطح وسیع تر فریاد همهٔ انسان‌های مظلوم بود، دولت عثمانی را سخت مضطرب کرد. کشیشان بر کتابش تهمت‌های ناروا نهادند و روزی در میدان عمومی شهر انبوهی از این کتاب را به آتش کشیدند و حکومت وقت بازگشت او را به وطن ممنوع کرد.

در این حال اخبار ناگوار از مرگ خواهر و برادر جوان و بیماری مادر به او رسید و او علیرغم منع سیاسی به میهن بازگشت. پس از دو سال اقامت در وطن باز سفری به پاریس کرد تا از هنرمندان آن دیار بخصوص رودن، لطائف فنون صورتگری را بیاموزد. در این سفر جبران با بزرگانی چون روستاند، دبوسی و مترلینگ آشنا شد و از ذوق و اندیشهٔ آنان بهره‌های فراوان برد. در آن روزگار دفتر نقاشی رودن کعبه آمال هنرجویان جهان بود و جبران مدتی در آن دفتر در کنار آموختن لطائف هنر نقاشی، شیوهٔ نگاه هنرمندانه را نیز از او بیاموخت و رودن چون شعر و نقاشی را در جبران به کمال یافت او را با ویلیام بلیک، شاعر و نقاش شهودی انگیس در قرن هجدهم بیشتر آشنا کرد. و معروف است که او را ویلیام بلیک قرن خواند. جبران وقتی اولین کتاب نقاشی‌های بلیک را خرید چون درویشی که به گنج رسیده باشد. به چنان وجد و نشاط و شادی و مستی رسید که از بیخودی در پوست نمی‌گنجید، گوئی در غربتگاه این عالم دوستی دیرین و آشنایی محرم یافته‌است.

در سال ۱۹۱۰ جبران بار دیگر به آمریکا رفت و در نیویورک در خیابان دهم دفتری تأسیس کرد که سال‌ها مجمع نویسندگان و شاعران و هنرمندان عرب و دوستان و شیفتگان آمریکایی او بود. بهترین و پخته ‌ترین آثار شعری و نقاشی او در این دوران بیست و یک ساله اقامت در آمریکا شکل گرفت و به صورت کتاب‌ها و نمایشگاه‌های متعدد به جهانیان عرضه شد و جبران را در زمانی کوتاه به اوج شهرت و محبوبیت رسانید.

از جبران مجموعا ۱۶ کتاب به زبان‌های عربی و انگلیسی بر جا مانده‌است که نام‌های آن‌ها به ترتیب سال انتشار عبارت‌اند از:

الف - به زبان عربی:

۱. موسیقی (۱۹۰۵م.) ۲. عروسان دشت (۱۹۰۶م.) ۳. ارواح سرکش (۱۹۰۸م.) ۴. اشک و لبخند ۵. بال‌های شکسته ۶. کاروان‌ها و توفان‌ها ۷. نوگفته‌ها و نکته‌ها

ب - به زبان انگلیسی:

۸. دیوانه ۹. نامه‌ها ۱۰. ماسه و کف ۱۱. پیشتاز ۱۲. خدایان زمین ۱۳. سرگردان ۱۴. مسیح، فرزند انسان ۱۵. پیامبر ۱۶. باغ پیامبر

تا چندین سال پیش، برخی از آثار جبران به صورت پراکنده به فارسی ترجمه شده‌بودند، به گونه‌ای که بعضی از کتاب‌های او (مانند پیامبر) بیش از بیست ترجمهٔ فارسی دارد، اما برخی از کتاب‌هایش به فارسی ترجمه نشده بود. از بهترین و پرفروش ترین ترجمه‌های «پیامبر» می‌توان ترجمهٔ نجف دریابندری را نام برد.

چندی پیش، ترجمهٔ مجموعه کامل آثار جبران خلیل جبران به فارسی (۱۶ کتاب در ۱۲ مجلد) با ترجمهٔ مهدی سرحدی توسط نشر کلیدر منتشر شد.

از نکات قابل توجه در ترجمه و انتشار آثار جبران در ایران آن است که در سال‌های اخیر، عده‌ای بی‌توجه به عناوین اصلی کتاب‌های جبران، گزیده‌ها و برگرفته‌هایی از آنها را با نام‌ها و عنوان‌های متفرقه، ترجمه و چاپ کرده‌اند که این کار بیشتر به نوعی «کتاب سازی» شبیه‌است و برخی از علاقه‌مندان به آثار جبران را نیز با مشکل مواجه کرده‌است، زیرا بسیاری از آنان عنوان‌های اصلی کتب را نمی‌دانند.

در سال ۱۹۳۱ ندایی آسمانی جبران را به بازگشت فراخواند. سفینه‌ای از عالم غیب در رسید و جان شیفته او را در ساحل فراق برگرفت و روانه دریای وصال کرد و جسم شریفش را نیز که تنگ‌چشمان دور از مسیح شایسته دفن در جوار کلیسا نمی‌دیدند بنابر وصیت جبران سفینه دیگری به زادگاهش بازآورد و به خاک البشری محبوبش سپرد.

 منابع:

جبران خلیل جبران

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 11:43 بعد از ظهر |
 سام (Samer) نام  قومیست در لاپلند در شمال سوئد، مردمانی دامدار هستند و منبع عمده تامین زندگی خود را بیشتر از طریق نگهداری گوزن شمالی شکار و صید ماهی بدست می آورند. کل جمعیت سامها در حدود 80000 نفر تخمین زده می شود. سامها قومی پراکنده هستند که در چهار کشور مختلف سکونت دارند. در سوئد تعداد آنها به 20000 نفر در نروژ حدود 55000 در فنلاند 8000 و در روسیه جمعیت سامها بالغ بر 2000 نفر می باشد.

زبان سامیها نزدیک به زبان فنلاندیست ودارای  لهجه های متفاوت است. در سوئد زبان سامیها به عنوان زبان رسمی اقلیت سام شناخته شده است...

 

 

+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 3:10 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 2:51 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 2:49 قبل از ظهر |
+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه دهم آذر 1387 و ساعت 2:46 قبل از ظهر |
  با سلامی صمیمانه از سوئد به بشکرد که  راستش در همین آغاز باید اعتراف کنم که نمی دانم راجع به  این همسایه عزیز دیرین بیابان چه جوری بنویسم. چرا که نام و هویت آن منطقه محروم بخاطر همت والای انسانهای شریف نیکو و خیر و مدیران اجرائی لایق و کاردان که خدمات زیادی انجام داده اند دلسوزی کرده اند و اشکها ریخته اند کمی جنبه تقدس بخود گرفته است بنا بر این جا داره با احترام  ویژه به استقبال مسائل ساکنان رشید و بردبار بشکرد رفت. به سراغ من اگر می آئید نرم و آهسته بیائید،مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. سهراب سپهری

و سقراط فیلسوف بزرگ یونانی می گوید: قبل از اینکه شروع به بیان سخنی یا مطلبی نمائی فکر کن آیا آن سخنی که می خواهی بیان کنی از روی حقیقته از روی عاطفه و محبته و آیا بیان آن سخن ضرورتی داره؟  قدر مسلم هم همین است که  حرف من حقیر بر آمده از قلبمه  حقیقت داره  از روی عشق و دوستیست و بیانش حداقل برای خودم  ضروریست. در غیر اینصورت  به حس خودم و به مسئولیت اخلاقی ام پشت کرده ام.

شاید 40 سال پیش بود زمانی که من فقط کودکی 5ساله بودم نام بشکرد را برای اولین بار در سیرک شنیدم. و از معنای حقیقی و بجای بشکرد که به معنی بش بش کردن می باشد این را همین هفته پیش از یک دوست وبلاگی محترمی از آقای  وحدانی از میناب آموختم. به هر حال آشنائی من با بشکرد به آن زمان بر میگردد که تعدادی از اهالی آنجا توسط الاغ اجناسی را از قبیل خرماهای لذیذ، سیب های درختی خوشمزه، دنپائی و  خوشکبار (کسودنگ و مجگوگ) به بیابان می آوردند و در عوض از آنجا پوشاک برنج  قند و چائی که از دوبی وارد می شد با خود  به بشکرد میبردند . ولی تا بحال من سر در نمی آرم چرا این منطقه بشکرد همیشه برام یک معمای جغرافیائی بوده شاید هم به واسطه وجود طبیعت خشن انبوه کوهها وکوهپایه هایی است که  به مانند دیواری عظیم این دو یار طبیعت را همواره از همدیگر جدا ساخته است. و تا به امروز واقعا" خیلی کنجکاوم و این یکی از آرزوهامه که در آینده  بتونم  به بشکرد به  این منطقه زیبا سفرکنم .

اما وقتی تعریف از منطقه بشکرد میشه به دور از اخلاق است که از محرومیتهای مضایف آنجا صحبتی به میون نیاری مثل این می مونه که از قطب شمال و اسکاندیناوی حرف بزنی اما از سرما و یخبندان بی خیال باشی هر چند همه میدونیم که بشکرد استثنا نیست. ولی بدور از هر ژستی و با حفظ احترام به اهالی صبور و مقاوم بشکرد کلمه محرومیت و فقر برای من همراه با بشکرد تعریفی دقیقتر یافت.
ولی براستی چرا منطقه بشکرد وامثال آن که کم هم نیستند با توجه به سعی و تلاشهای خوبی که  شده  هنوز در رنج و محرومیت بسر میبرند؟ آیا با شیوه مدیریت کچاپی میتوان نتیجه مطلوب گرفت؟ سئوالیست خیلی ساده و پاسخش نیز پیچیده نیست این باغ سرشار از گلها ی رنگارنگ به باغبانهایی ماهر متخصص  دلسوز و دور اندیش نیازمنده که آنها با آشنایئ به نوع کود و بذر و درجه رطوبت این نهال های زیبا را پرورش دهند و از آنها دائم مراقبت نمایند.

 در پایان اینو لازم میدونم بگم که این آرزوی یک سوئدی یا بابای غریبه نیست آرزوی یک حقیر ایرانی هموطن بشکردیای عزیزه کسی که از همان آب و خاکه و کسی که  خود  دوران شیرین کودکی اش را با محرومیت سپری کرده است و هر گز از یاد نمی برم با نور فانوس فتیله و شمع راجع به تئوری ادیسون و غیره در کنار پشه کورا مشق شب حل میکردیم آن هم فقط برای رضایت سرکار معلم. پس سر و ته درد متاسفانه درد است.

 انتظار معجزه نباید داشت ولی امیدوارم همه از حداقل امکانات این سفره عدالت کشور عزیزمون به میزان نیازها بهره کافی ببرند.

 با آرزوی پیشرفت و آبادی برای  بشکرد 

 آذر87 - سوئد

محمود زرهی

 چند تا عکس از بشکرد تو وبلاگ میذارم

 لغت نامه دهخدا

آوا : ب َ ک ِ
نوع لغت : اِخ
فینگلیش :
شرح :
خره ...) نام محلي از گرمسيرات فارس ميانه جنوب و مشرق شيراز است . درازي آن از بارز تا منوجان نزديک به سي فرسنگ، پهناي آن از منوجان تا کوه شهري ده فرسنگ. محدود است از جانب مشرق و شمال بگرمسيرات کرمان و بلوچستان و از سمت مغرب به بلوک رودان و احمدي ونواحي بندرعباس و از جنوب باز به بلوچستان و آبادي اين بلوک با اين وسعت عرض و طول بسيار کم است براي آنکه تمامي اين بلوک کوهستان است شکار آن بز و پازن وقوچ و ميش کوهي و کبک و تيهو و انجيرکبک است نخلستان و مرکبات فراواني دارد کشت و زراعت چنداني ندارد وقصبه اين بلوک بارز است . دوري آن از شيراز از صدوسه فرسنگ ميگذرد عرض آن از خط استوا بيست و شش درجه طول آن از گرينييچ پنجاه وهشت درجه و نيم است و اين بلوک را پنج ده آباد است . (فارسنامه ناصري ). دهي از دهستان هاي نه گانه بخش کهنوج شهرستان جيرفت . اين دهستان در جنوب شهرستان واقع و محدود است : از شمال به دهستان کوه شهري مارز از خاور به دهستان فنوج از جنوب به دهستان جاسک ، از باختر به دهستان سيريک . اين دهستان کوهستاني است بطوريکه در تمام دهستان به قدر صد هکتار زمين مسطح وجود ندارد و تمام نخلستانهاي آن در دو طرف دره ها کاشته شده است . آب از چشمه سار و رودخانه هاي متعدد کوهستان بشاکرد و محصول آن خرما، ذرت ، لبنيات ، غلات و شغل مردم زراعت ، مالداري و صنايع دستي آنجا بوريابافي است که به خارج هم صادر ميشود اين دهستان از 108 آبادي بزرگ و کوچک تشکيل شده است . جمعيت آن 6700 تن مي باشد. (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 8).

 جمعیت بخش بشاگرد طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۳۲۶۲۴ نفر بوده‌است  بشاگرد منطقه‌اي است وسيع در عرضِ جغرافيايي ٢٦ درجه و ٤٥ دقيقه و طول جغرافياييِ فلان. محصور بينِاستان‌هاي هرمزگان و كرمان و سيستان و بلوچستان. آب و هواي گرم. تپه‌ماهورهاي آب‌رفتي. پوششِ گياهيِ فقير. بيش از هشتاد هزار نفر جمعيت كه در اين منطقه پراكنده شده‌اند. خرما، درختانِ مركبات...

منبع:

  http://www.mibosearch.com

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF#.D8.AC.D9.85.D8.B9.DB.8C.D8.AA

+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 8:35 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 5:12 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 5:9 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 5:8 بعد از ظهر |
بشکرد
+ نوشته شده توسط م. زرهي در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 5:7 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط م. زرهي در یکشنبه سوم آذر 1387 و ساعت 4:52 بعد از ظهر |